باید مطلقاً مدرن بود. قبول، «آرتور رمبو» گفته است، کیارستمی در آغاز کتاب «حافظ» تکرار کرده است، این هم قبول، اما «چطور باید» را فراموش کرده است. شخصیت مرموز و رازبینی که ادیبان میگویند به انگشت اشارتاش نگاه میکنند و ماه را میبینند و میتواند از چیزهای کهنه حرفهای نو دربیاورد، این «چطور» را یا مطلقاً فراموش کرده است؛ یا عمداً پنهان. متن کهن، شعر کلاسیک سنتی، امری که مدام در حال دور شدن از ما است، چطور معاصر میشود، چطور میتوان فضا و فاصلهای را که
گفت و گو با محمد آزرم در سایت اثر درباره ساده نویسی
علی حسن زاده
زندگی خیلی پیچیدهتر از سادهنویسی و سادهباوری در نوشتن است. فرم شعر است که نحوهی بیان یا نابیانگری را معلوم میکند. پس اگر شعری بتواند بازنمای زندگی پیچیده و سرشار از تضاد آدم امروز باشد، معضلها را با تقلیل دادن ساده نمیکند، آنها را اجرا میکند.
اخوان برای من شاعر پرانتزهای طولانی میماند. برای من که قبل از چهارم شهریور 1369 همهی شعرهای چاپ شدهاش را خوانده بودم و مشهورترینشان را از بر بودم. شعر هیچ شاعری را